
حال دل؟ «خون شد و دم به دم از مژه می چکانمش» / یاد جانباختگان دی ماه خونین با شعر سعدی و ابتهاج و صدای شجریانگو این که سعدی بزرگ، 700 سال پیش، حال دل امروز را به شعری ماندگار بیان کرده است. - حال دل؟ خون شد و دم به دم از مژه می چکانمش / یاد جانباختگان دی ماه خونین با شعر سعدی و ابتهاج و صدای شجریان گو این که سعدی بزرگ، 700 سال پیش، حال دل امروز را به شعری ماندگار بیان کرده است. عصر ایران - به یاد عزیزانی که در دی ماه خونین 1404 از میان ما رخت بربستند، دقایقی را با صدای آسمانی مرحوم محمدرضا شجریان و شعرهایی ماندگار از خداوندگار ادب فارسی، سعدی شیرازی و زنده یاد هوشنگ ابتهاج (سایه) همنوا می شویم، خاصه آنجا که سعدی می گوید: هر که بپرسد ای فلان! حال دلت چگونه شد؟ خون شد و دم به دم همی از مژه می چکانمش گو این که سعدی بزرگ، 700 سال پیش، حال دل امروز را به شعری ماندگار بیان کرده است. *شعر اول از ابتهاج بر آستان تو دل پایمال صد دردست ببین که دست غمت بر سرم چه آوردست هوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ که بلبلان همه زارند و برگ ها زردست شب است و اینه خواب سپیده می بیند بیا که روز خوش ما خیال پروردست دهان غنچه فروبسته ماند در شب باغ که صبح خنده گشا روی ازو نهان کردست چه ها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی به مردمی که جهان سخت ناجوانمردست به سوز دل نفسی آتشین بر آرای عشق که سینه ها سیه از روزگار دم سردست غم تو با دل من پنجه درفکند و رواست که این دلیر به بازوی آن هماور برچسب ها: ماندگار - سعدی - ابتهاج - جانباختگان - شجریان - خون شد - دی ماه |
آخرین اخبار سرویس: |